تبیین آثار نفوذ سیاسی بر رفتارهای فرصت طلبانه مالی در صنعت خودروسازی

نوع کرسی : ترویجی

صاحب کرسی

استادیار گروه اقتصاد و حسابداری، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان

10.22124/opinion.2026.30759.1040

چکیده

این پژوهش به بررسی تأثیر نفوذ سیاسی بر رفتارهای متقلبانه و مدیریت سود در شرکتهای خودروساز پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد و نقش تعدیلگر کمیته حسابرسی را در این رابطه تحلیل میکند. هدف اصلی، تعیین میزان تأثیر قدرتهای سیاسی بر دستکاری سود و همچنین بررسی توانایی کمیته حسابرسی در کاهش این تأثیرات منفی است. در این راستا، تأثیر سه ویژگی کلیدی کمیته حسابرسی شامل تخصص مالی، استقلال و اندازه مورد ارزیابی قرار گرفته است.

جامعه آماری پژوهش شامل شرکتهای خودروساز فعال در بورس اوراق بهادار تهران بوده و داده ها با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم‌یافته (GLS) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که نفوذ سیاسی تأثیری مثبت و معنادار بر هر دو نوع مدیریت سود (تعهدی و واقعی) دارد. به‌عبارت دیگر، شرکتهای تحت نفوذ سیاسی قویتر، تمایل بیشتری به دستکاری سود نشان می‌دهند. در مورد نقش تعدیلگر کمیته حسابرسی، نتایج حاکی از آن است که تخصص مالی و استقلال اعضا می‌توانند رابطه مثبت بین نفوذ سیاسی و مدیریت سود تعهدی را تضعیف کنند. با این حال، اندازه کمیته حسابرسی تأثیر تعدیل‌گری معناداری نداشت. درخصوص مدیریت سود واقعی، تنها تخصص مالی کمیته حسابرسی توانست اثر نفوذ سیاسی را تعدیل کند.

نتایج این پژوهش از چند جهت حائز اهمیت است. نخست آنکه شواهد محکمی درباره تأثیر منفی نفوذ سیاسی بر کیفیت گزارشگری مالی ارائه می‌دهد. دوم آنکه نشان می‌دهد ویژگیهای حرفه‌ای کمیته حسابرسی می تواند تا حدی از این تأثیرات منفی بکاهد. این یافته ها برای تنظیم کنندگان مقررات، سرمایه‌گذاران و سایر ذینفعان بازار سرمایه مفید بوده و بر اهمیت تقویت استقلال و تخصص کمیته های حسابرسی در شرکتهای تحت نفوذ سیاسی قوی تأکید دارد. پژوهش حاضر با پر کردن خلأ تحقیقاتی در زمینه تأثیر عوامل سیاسی بر مدیریت سود در صنعت خودروسازی، گام مهمی در توسعه ادبیات این حوزه خواهد داشت.

چکیده تصویری

تبیین آثار نفوذ سیاسی بر رفتارهای فرصت طلبانه مالی در صنعت خودروسازی

کلیدواژه‌ها